تبليغاتX
کیمیای سعادت

کیمیای سعادت

" زندگی نامه استاد صبا "

ابوالحسن راه فراگيري موسيقي اصيل ايراني را در شاگردي استادان بنام اين هنر مي‌دانست و براي همين از محضر درس استادان ديگري در اين زمينه مانند: علينقي وزيري، غلامحسين درويش خان، نايب اسدالله، حسين خان هنگ‌آفرين، حسين خان اسماعيل‌زاده، حاجي خان ضربيو اكبرخان فلوتي بهره برد.

صبا معتقد بود ريشه‌ي همه‌ي موسيقي‌ها يكي بوده كه عقيده افراطي برخي موجب جدايي آن‌ها شده و وضع كنوني را به وجود آورده است.

وي همچنين اعتقاد داشت كساني كه مي‌خواهند به موسيقي صورت مقبول، دنياپسند و جامعي ببخشند بايد موسيقي علمي و عملي را به نحو اكمل دانسته ادبيات ايراني به خوبي بشناسند، آكوستيك و صدا شناسي را بدانند و با نواختن اغلب سازها آشنايي داشته باشند. استاد روح‌الله خالقي موسيقيدان مي‌گويد: صبا اغلب سازها را به خوبي مي‌نواخت بويژه در نواختن ويلن و سه تار متبحر بود.

وي مي‌افزايد: صبا با استفاده از سبك و تكنيك وزيري و آشنايي با روش صحيح نواختن ويلن، سبكي نو برگزيده بود و از آنحا كه در موسيقي ايراني سوابق فراواني داشت توانست اين شيوه را متداول كند.

به گفته استاد خالقي ويلن زماني كه به ايران آمد، بيشتر به‌ دليل شباهت در فواصل پرده‌ها و تعداد سيم هايش با كمانچه، به شيوه كمانچه‌نوازان آموزش داده مي‌شد، در حالي كه صبا با دريافت صحيح از روش نوازندگي اين سبك را در هنرستان آموخت و ترويج داد. استاد حسين دهلوي از موسيقيدان بزرگ كشور مي‌گويد: مرحوم صبا در تمام دوران زندگي هنري خود همواره كوشش در حفظ اصالت داشت.

وي مي‌افزايد: علاقه او به آموزش و درك صحيح و دقت او در رعايت حدود هنر خود و خارج نشدن از اين محدوده از ويژگي‌هاي استاد صبا بود. كارشناسان موسيقي معتقدند استاد صبا مجتهدي تمام عيار در عالم موسيقي بود كه مانند او در قرن اخير از بسيار اندك و انگشت شمار هستند.

علي دهباشي پژوهشگر موسيقي در اين خصوص مي‌گويد: هنر صبا تنها در نواختن ويلن و سه ‌تار نبود، بلكه گذشته از تسلط بر عموم سازهاي ايراني، تربيت شاگردان برجسته، سبك خاص در نوازندگي و صداي سحرانگيز سازش او را از سايرين متمايز كرده بود.

وي افزود: صبا نسلي را پرورش داد كه رويكرد متفاوتي به موسيقي دارند بطوري كه عمق زحمات استاد در آثارشان مشهود است. دهباشي، مطالعه و پژوهش گسترده صبا در زمينه موسيقي را از جمله فعاليت‌هاي وي خواند و اضافه كرد: نزديك به دو دهه مطالعات منسجم توسط صبا درباره موسيقي ايران، دستاوردهاي ارزنده‌اي براي اين هنر بشمار مي‌رود. از جمله فعاليت‌هاي ديگر هنري صبا، مي‌توان به همكاري وي با انجمن موسيقي ايران اشاره كرد.

صبا با همكاري انجمن موسيقي، قطعه ديلمان را ساخت و جواد معروفي نيز آنرا براي اركستر تنظيم كرد كه اين كار با آواز بنان اجرا شد. او معتقد بود كه موسيقي ايراني ساخته روح، محيط و عواطف ايراني است و چيزي نيست كه دور ريخته يا عوض شود بلكه فقط بايد براساس پايه‌هاي صحيح و علمي استوار شود و از تقليدهاي ناروا مصون بماند.

از آثار صبا مي‌توان به زنگ شتر، بهارمست، به زندان، زرد مليجه، بياد گذشته، در قفس، رقص چوبي قاسم‌آبادي، كوهستاني و چهار مضراب‌هاي مختلف نام برد. صبا همچنين آثار مكتوبي را نيز از خود به يادگار نهاده است كه از آن جمله مي‌توان به آثاري همچون دوره اول، دوم و سوم ويلن، دوره اول، دوم، سوم و چهارم سنتور و دوره اول سه تار اشاره كرد.

اغلب شاگردان صبا از هنرمندان برجسته و از استادان به نام كشور هستند كه ازآن ميان مي‌توان به شادروان علي تجويدي، زنده ياد حبيب‌الله بديعي، رحمت‌الله بديعي، پرويز ياحقي، اسدالله ملك، فرامرز پايور، حسين دهلوي، حسين تهراني، مجيد وفادار و مهدي خالدي نام برد

                                                               جمع آوری : حمید رضا فتاحی

صبا.jpg

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 20:51  توسط   | 

استاد ابوالحسن صبا

يکي از هنرمندان بزرگ ايران که خدمت مهمي به عالم هنر کرده است، ابوالحسن صبا مي باشد که از خانواده اي هنرمند بود و پدر و پدربزرگ و جدش نيز از هنرمندان زمان بودند و شاگردان زيادي در کشور ما تربيت کرده اند.

ابوالحسن صبا فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند جعفرخان حکيم باشي معروف به صدرالحکماء و از نواده هاي فتحعلي خان صبا ملک الشعراي دربار قاجار بوده است. ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشيدي در خانواده اي تولد يافت که اهل هنر و ادبيات و طبابت بودند. به علت تسلط پدر صبا به ادبيات فارسي و عربي به او لقب کمال السلطنه را دادند. مادر صبا نقل کرده است که ابوالحسن از بچگي لب ايوان مي نشست و چند تار به انگشت خود مي بست و با دهان صداي سازهاي مختلف را در مي آورد. کمال السلطنه پسر ديگري داشت به نام عبدالحسين و سه دختر داشت که همه هنرمند و دلبسته به موسيقي بودند. با اين که برادرش عضو وزارت خارجه بود و صاحب مقاماتي شد ولي به کار هنري ادامه ميداد.

دکتر گلشن ابراهيمي مي نويسد: ابوالحسن صبا تحصيلات مقدماتي را در مدرسه علميه و سپس در کالج آمريکايي به پايان رسانيد و به زبان و ادبيات فارسي و انگليسي آشنايي يافت.

ابوالحسن صبا در سال 1308 به مديريت مدرسه صنايع ظريفه رشت منصوب شد و شاگردان زيادي تربيت کرد. با تمام علاقه اي که به مردم گيلان داشت به علت آب و هواي گيلان که برايش مساعد نبود به تهران آمد و خانه موروثي خود را در کوچه ظهير الاسلام براي تدريس موسيقي در نظر گرفت که بعداً به (موزه صبا) تبديل شد.

 ابوالحسن صبا قبل از فوتش در مصاحبه اي گفت، تا کنون سه هزار تن را تعليم داده است. از بدشانسي موسيقيدانان ايران و دوستداران هنر، ابوالحسن صبا خيلي زود از جهان رفت و

 

در تاريخ 29 آذر سال 1336 چراغ عمرش خاموش شد و دوستان و علاقمندان بيشمار خود را دچار حرمان ابدي نمود.

ابوالحسن صبا درباره فراگرفتن موسيقي چنين مي گويد:

پدرم علاقه مفرطي به موسيقي داشت، يعني خودش هم آشنا به ساز ايراني بود و از کودکي يعني از شش سالگي مرا نزد اساتيد وقت راهنمايي کرده بود. قبل از اين که شروع به مشق ويلن بکنم با سازهاي ايراني از قبيل سه تار، تار، سنتور و ضرب آشنا شدم، حتي قدري هم کمانچه زدم. بعداً اطلاعات خودم را به ويولون منتقل کردم و تقريباً يک مکتب خصوصي براي ويولن ايجاد شد و کتابهايي در اين خصوص نوشته و انتشار دادم.

صبا از کودکي در نواختن انواع سازهاي اصيل ايراني مهارت داشت، اما شگفتي هنر او را بايد از زمان تأسيس مدرسه عالي موسيقي دانست که در سال 1302 به همت استاد علينقي وزيري و با ياري سردار سپه در تهران آغاز به کار کرد. تأسيس اين مدرسه ميداني براي عرضه مهارت و نبوغ او بود.

وقتي ابوالحسن صبا درگذشت، شهريار شاعر مشهور درباره او چنين سرود:

اي صبا با تو چه گفتند که خاموش  شدي؟       چه شرابي به  تو دادند   که  مدهوش    شدي؟

تو که آتشکده عـشـق و  مـحـبـت   بـــودي       چه  بـلا رفت  که خاکسـتـر  خاموش  شدي؟

به چه دستي زدي  آن ساز  شبانگاهي   را       که خـو  از رقت آن بـيخود و بـيـهوش  شدي؟

تو بصد نغمه، زبان بودي و دلها هم گوش      چه شنفتي که زبان بستي و  خود گوش  شدي؟

خلق را گر چه وفا نيست و ليکن  گل  من       نه گمان دار که  رفـتـي  و  فـرامـوش  شـدي؟

تـا ابـد خـاطـر ما خوني و رنگين از تست       تو  هم  آمـيـخـتـه  بـا  خـون  سـياوش  شـدي؟

نوشته شده توسط :مهران رضایی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 13:12  توسط   | 

موسیقی یعنی گوش

اگر بخواهیم خیلی ساده و بی آلایش درباره موسیقی صحبت کنیم . می توانیم بگوییم سرمنشا همه ی آهنگ ها و موسیقیها و تصنیف هایی که اکثر اوقات گوش و دل شما را نوازش میدهد از طریق همان ذوق و سلیقه و گوش افراد صورت گرفته است و میگیرد و یا به عبارت دیگر ساخته میشود.

و همان ذوق و سلیقه ی افراد است که یک به یک نت ها ی موسیقی را در کنار هم می چیند و به آنها قانون و ریتم و آکورد میدهد. آهنگ ها و تصنیف ها و ردیف هایی که ما نت آنها را در درون کتابها می بینیم و مینوازیم همگی در روز اول در ذهن آن نوازنده ساخته شده است و سازنده ی ان قطعه خواسته است برای اینکه دیگران هم از نواختن آن قطعه و زیبایی های خاص آن قطعه محروم نباشند آن را به چاپ برساند( البته با توجه به قانونهای موسیقی ) همین قانون هایی هم که از آن صحبت می کنیم روز اول توسط فرد فرد افراد صورت گرفته و وضع شده است و امروزه در سطح بین المللی مورد استفاده قرار گرفته.پس ما با آشنایی قبلی از نت خوانی و قانون های موسیقی نت های آهنگهای استادان و حتی نوازندگان را میخوانیم و بر روی ساز تخصصی خودمان اجراء میکنیم . در این می توان گفت آهنگ سازی کار چندان سختی نیست البته به همین آسانی هم نیست . در سطح جهان نوازندگانی وجود داشته اند که فقط چندین سال بر روی یک ساز کار کرده اند و تجربه داشته اند ولی با این وجود بسیاری از آنها آهنگها و تصنیف ها و ردیف های بسیار دلنشین و با قانون  به جامعه ی هنری تقدیم کرده اند و هر کدام از آنها به صورت یک اثر بزرگ خواهند ماند . البته خود نفس آهنگ سازی به مهارتهایی هم نیاز دارد که آن مهارتها بدون کار و تمرین مداوم بر روی ردیف های اصیل موسیقی بدست نمی آید . ما با گوش دادن قطعه ای از موسیقی میتوانیم  ان را بر روی ساز اجراء کنیم و این خود نشانگر این است که موسیقی همان گوش و ذهن آدمی به حساب می آید. و به جرئت میتوان گفت که 99 درصد موسیقی بستگی به گوش انسان دارد و همین گوش انسان است که تمامی سازها و آلات موسیقی را کوک میکند و همگی ما میدانیم که از روز ازل همه این ابزار و آلات موسیقی را بشر با استفاده از ذهن و فکر و ذوق خود ساخته و قانونی کرده است .

در آخر : موسیقی یعنی گوش

                    نوشته شده توسط : حمید رضا فتاحی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 10:21  توسط   |